خاله
امروز صبح ساعتهای شش و نیم داشتی خواب خاله میدیدی، تو خواب گفتی خاله، بعد لبخندی زدی... خاله مریم می خواست بره امتحان بده خواهش کرد که قبل از امتحانش دوپینگ ابوالفضل بشه واسه همین باز ما اومدیم اینجا... و اما امروز برای بار اول خاله منا حمومت کرد...خیلی بهتون کیف داد و چسبید...حمام عافیت...


ابوالفضل رو صندلیه ماساژ مامان جون

ابوالفضل و کلاه با خلاقیت خودش


ابوالفضل تو سویی شرت خاله مریم

ابوالفضل در حال غذا خوردن مستقل




ابوالفضل از حموم در اومده لپ گلی(اولین حمام با خاله منا)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاله
